شماره ویژه
یه زمانی قسمتی از این شعر رو برای اون میخوندم و صداش میزدم "غزلک"... اما امروز دیگه اون رو صدا نمیزنم بلکه به خودم میگم "غزلک"....
غزلک شکستنت کار کیه؟ / به عزا نشستنت کار کیه؟ / عسلک، نبینم افتادنت رو / بگو پر پر شدنت کار کیه؟ / نگو دیو قصه توی فنجون فالت افتاد / آسمون، لهجه فیروزه رو یاد تو نداد / غزلک گریه نکن، گریه به چشمات نمیاد
سنگ فیروزه ی این رنگی به قاب کی شکست؟ / زورق رهایی تو چجوری به گل نشست؟ / ای نگین از همه ستاره ها ستاره تر / راست بگو سنگ سقوط و کی به پرواز تو بست؟ / ناخوشم، ناخوش ناخوش بی خود اما خود تو! / داره من کم میشه از من، می رسه تا خود تو! / کی برای شونه هات غزل می بافه جای شال؟ / جز من من، کیه نزدیک مث تن با خود تو؟ / داره غزلک گریه نکن، گریه به چشمات نمیاد
غزلک شکستنت کار من و ما نبود / بغض تو، گریه تو، کار غزل ها که نبود / غزلک هر چی که هست، بدجوری خوبی واسه من / هرچی بود شعرای من، محض تماشا که نبود! / اگه تن پس می زنیم، حرمت عشق و نشکنیم / اگه چاوش نشدیم، به شب شبیخون نزنیم / اگه من جفت تو نیس، ترانه اندازه توست / تو شبای بی کسی ما دنبال منیم / غزلک، یار اگه آوار تو شدف گریه نکن! / اگه بر حق شدنت دار تو شد، گریه نکن! / اگه هر پنجره دیوار تو شد، گریه نکن! / یا پرستار اگه بیمار تو شد، گریه نکن!....
* پی نوشت: هیچوقت انتظار نداشتم توی شرایطی که اینهمه حساسیت ها بالا رفته، و نیاز دارم که بیشتر حواس ها بهم باشهف یکباره اینجوری تنها شم!!!
---------------------------------------------
*پیام/ ش ش*
هشتم شهریور ماه نود و دو خورشیدی