روزنامه هفدهم آبانماه نود و یک


گاهی "انتخاب" تنها یک واژه ساده نیست!

گاهی انتخاب برای یک دوراهی نیست. بلکه برای ادامه دادن به یک راهه...!

برای اینکه چطور ادامه دهیم!

شاید هم راه همینه، انتخاب برای "شکستن غرورمونه" نه برای ادامه دادن، بلکه "انتخاب" برای موندن در همین جایی که هستیم!

              انتخاب "سکون و مرگ تدریجی"!

-------------------------------------------

*پیام/س*

هفدهم آبانماه نود و یک

روزنامه شانزدهم آبانماه نود و یک


ببین... توی این شهر بزرگ، یکی هست که میشه بهش فکر کرد. کسی که میشه باهاش بود و باهاش بود و باهاش بود...!!!

توی این آسمون اینقدر ستاره هست که میشه با جرات گفت کمتر کسی هست که ستاره جفتی نداشته باشه.. اگر اینجوریه، پس این همه آدم تنها اینجا؟؟؟!

نمیدونم... ولی این رو خیلی خوب فهمیدم که من هنوز ستاره ای ندارم. یا اینکه حداقل ستاره ای پیدا نشد... ستاره من توی این آسمون تنهای تنهاست!

خدایا... چرا اینهمه عبورهای کوتاه؟!

خدایا... قراره به کجا برسم؟ داری منو کجا میبری؟

          احساس می کنم که دستم رو گرفتی و همینجوری داری با خودت می بری!

         یه بار اینجوری عشقی رو اینجوری جلوی پام قرار میدی... یا شاید بهتره بگم چنین احساسی رو واسم تداعی می کنی... اما این رو خیلی خوب فهمیدم که هیچکدوم از اینها عشق واقعی نبودن... هنوز داری من رو می بری... جلوتر و جلوتر!

و هرچی جلوتر می بریم، وحشتم بیشتر میشه... اما امید و ارامشی دارم. آرومم چون تو پیشمی...

چون من تو رو انتخاب کردم و تو قبول کردی همیشه همراهم باشی... حتی وقتایی که من باهات نیستم... تو هستی و تو میمونی!

خدایا... به کجا؟؟؟ بهم بگو...

توی این ماه بارها غرورم شکسته شد... بخصوص امشب!

امشب، بالاخره حرفاش رو زد... اینکه آره من اونی نبودم که اون می خواست؟؟؟!!!!

اما همیشه از خودم سوال می پرسیدم، چرا در آخرین روزها؟؟؟

متاسفم که تصمیم اشتباه گرفتم...

خدایا به کجا؟؟؟

------------------------------------

*پیام/س*

شانزدهم آبانماه نود و یک

روزنامه هفتم آبانماه نود و یک


امروز همه چیز آروم بود.. برگشت عشق.. شروع دوباره نفس هام.

خوشحالم!

            راستی دارم خودم رو اماده می کنم واسه امتحانات میان ترم!

اولین امتحان میان ترم در دوره ارشد!!!

                        "حسابداری برای مدیران"

----------------------------------------

*پیام/س*

هفتم آبانماه نود و یک

روزنامه چهارم آبانماه نود و یک


گاهی تغییرات در زندگی اجباری اند...

بعضی تغییرات مثبت و بعضی!

اما بعضی ار همین تغییرات، ذهن آدم رو درگیر خودشون می کنن!

با اینکه معتقدم، تغییر قطعاً به پیشرفت منجر میشه، اما ترس از این تغییرات جدید، اجازه نمیده بی واسطه بنویسم "امید"!

شاید تنها عاملی که باعث شده، شرایط جدید همچنان امیدوار کننده باشه، همون اتفاق خوبیه که قبل این تغییرات بوجود اومد...

بخاطر اون، حضور پر رنگش و البته موثرش... همچنان هستم!!!

----------------------------------

*پیام/س*

چهارم آبانماه نود و یک